آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 16 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

اولین رویای کودکانه

1391/9/11 9:50
نویسنده : مامانی
442 بازدید
اشتراک گذاری

جمعه 10/9/91 حدود ساعت 8 صبح بود که آیلایی به شدت گریه می کردگریه بابایی به سراغش رفته و دیده بود خانمی تو خواب گریه می کنه بعد از بیدار شدن پرسیده بود چرا گریه می کنی ؟که آیلا گفته بود دو تا قوقولی پوفی می خوردند که یک دفعه اومده بودن پیش من و من هم ترسیدماسترس و گریه کردم.

الهی قربون اون دل کوچیک دخملی خودم بشم که بااومدن دو تا قوقولی ترسده .مامانی نترس دنیا چیزهای خیلی ترسنک تری از قوقولی داره . خدا خودش باید حافظ باشه.ماچماچقلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

مامان شهاب
11 آذر 91 12:27

شهاب گاهی توی خوا اتفاقای طول روز رو تعریف می کنه و ما می خندیم
دنیای خیلی قشنگی دارن


آره اگه بتونیم باهاشون همراه باشیم
خاله اسی
11 آذر 91 16:29
پاک و معصوم
زهره مامان آریان
11 آذر 91 21:16
اخی نازی
زهره مامان هلیا
11 آذر 91 21:22
سلام آیلا جونی خوبی عزیزم ماشالله بزرگ شدی و خواب می بینی


مرسی خاله مثل اینکه اون چیزی که من می بینم بزرگ تر ها خواب بهش می گن
مامان فرنيا
12 آذر 91 8:27
عزيز دلم نترس قوقولي ها فقط پوفي ميخورن با شما دوستن فداي اشكهاي نازت


آخه این دخملی من مثل ماماننش از دور حیونا رو دوست داره
مامان آرشیدا قند عسل
16 آذر 91 10:58
عزیز دلم حساب اون دو تا قوقولی رو میرسم تا یباد نگیرن دخمل نازنینمون رو تو خواب بترسونن بوس برای تو گلی خانوم[
مرسی خاله


مامانی ثنا و محمدامین
17 آذر 91 17:17
الهی عزیزم عکسهای جدیدت و دیدم ماشاء الله بزرگ شدی نازنین



مرسی
مامان فرنيا
18 آذر 91 7:43
خصوصي عزيزم